Sunday, December 13, 2009
 

   

حامی و هنر دوست داشتنی اش
دیروز 21 آذر کنسرت حمیدرضا حامی در سالن اریکه ایرانیان برگزار شد و خب من که یکی از
طرفدارهای پروپاقرص ایشون هستم به طرز سورپرایز آمیزی در این کنسرت حضور یافتم :دی
"که جا داره تشکر ویژه کنم از همسر مهربانم که یه شب رویایی برام ساخت " (:
قرار بود ساعت 9 کنسرت شروع بشه، ما هم خارجی بازی درآوردیم و 45 دقیقه قبل از شروع اونجا بودیم اما غافل ازینکه ساعت حول و حوش 10:30 بود که کار استارت خورد. کلی معطل شدیم و مجبور شدیم آدمای عجق وجق ببینیم و تاسف بخوریم!
از یکی از بچه های سانس قبل کیفیت اجرا روپرسیدم ، نارضایتیش رو اعلام کرد، مخصوصا از نوازنده های گروه!
اما انگار سانس دوم گروه با هم مچ تر و سازهاشون کوک شده بود.
و مثل همیشه هیچ ایرادی نمی شد روی صدا و اجرای حامی گذاشت. خیلی مسلط برنامه رو با صدای زیباش ساپورت کرد و دل همه رو به دست آورد. حتی شده به خاطر کمبود وقت و تقاضای طرفدارها بدون موزیک با صدای سحرآمیزش یه تیکه از ترانه رو می خوند.
بر خلاف میل خودش برای تغییر فضا دو تا آهنگ شاد هم خوند!
و البته حرف همیشگیش رو تکرار کرد که از نظر ایشون طرفداراش موسیقی خوب رو می شناسن که میان کنسرتش ... البته خود ِ من یه کم بخاطر ِ ظاهر چندشناک ِ اکثر کسانی که اومده بودند کنسرت دپرس شدم چون تصور می کردم کسی که موسیقی ِ حامی رو بشناسه و بهش علاقه مند باشه باید آدم حسابی باشه!
مادر حامی هم در کنسرت حضور داشت! و مردم کلی براش دست زدند.
از اتفاقات دیگه و قابل ذکر ِ کنسرت ، پخش فیلم ِ کوتاهی از پیمان ابدی بود که زمان ِ‌آنتراک با ترانه ی خداحافظ ِ حامی پخش شد وآه از نهاد همه بلند کرد !
حامی باعث افتخار خودش می دونست که در کنسرتش یادی از دوست خوبش پیمان بکنه و بقول خودش:خودش رو به پیمان بچسبونه (:
البته مادر و خواهر پیمان هم در کنسرت بودند.
حامی مثل همیشه یادی از استاد بیات کرد.
دیگه اینکه در پوستر تبلیغ کنسرت درج شده بود :"با اجرای ترانه های جدید" اما متاسفانه مجوزش نرسیده بود و هیچ کدوم اجرا نشد و چیزی ندارم بگم جز این جمله ی همیشگی که اینجا ایران است ... چون همین باعث می شه تمام توقعات برای درست انجام شدن امور ازبین بره و جای خودش رو به بی خیالی بده!!
در آخر حامی اظهار امیدواری کرد که بتونه قبل از عید باز هم کنسرت بگذاره! که من هم امیدوارم این اتفاق بیافته (:
در کل کنسرت خیلی خوبی بود و چنین استنباط می شد که همه هم راضی هستند
براش آرزوی موفقیت می کنم تا همیشه ...


Monday, October 05, 2009
 

   

آرزوی های نه چندان بزرگ
درست برعکس آن چیزی که قبل ها فکرش را می کردم؛ این خریدهای عجله ای و پشت ِ سر هم اصلا هم ذوق ندارد
دوست دارم این دوران ِ الکی کار داشتن و سر شلوغ بودن زودتر تمام شود و بروم بنشینم وبا فراغ بال تلفن دستم بگیرم و به دوست هایم زنگ بزنم و ببینمشان
دوست دارم دعوتشان کنم خانه ام و با هم بنشینیم و خاطره تعریف کنیم و بلند بلند بخندیم
دوست دارم تا زمان هست مانای دوست داشتنی ام را بیشتر ببینم و صدایش را بشنوم , اما نمی دانم چرا شلوغ ترین دوران ِ زندگی من با آخرین روزهای حضور ِ او تلفیق شده!!
دوست دارم مدتی محیط کارم را نبینم و به زندگی شخصی ام بپردازم
زبانشناسی بخوانم و کلاس موسیقی بروم و تنهایی خانه ام را تمیز کنم و در خلوت موزیک گوش کنم
دوست دارم فکرم مشغول چیزهای بهتر باشد و دل نگرانی هایم کمرنگ تر شود
دوست دارم برای آرام زندگی کردن زمان کم نیاورم!


Saturday, September 19, 2009
 

   


آدم روز تولدش بهترین هدیه ای که می تونه از خدا بگیره این هوای پاک ِ دوست داشتنیه!
تولدم مبارک :دی


Saturday, August 08, 2009
 

   

شرایط ضمن عقد
الف: ضمن (عقد نکاح/خارج لازم) زوج شرط کرد هرگاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق
ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نبود، زوج موظف است تا نصف دارایی موجود خود را که در ایام زناشویی با او به دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل کند.توضیح: این بند بدین معنا است که مرد بعد از طلاق باید نصف دارایی خود که بعد از شروع زندگی به دست آورده است به نام زن کند، مشروط بر اینکه:
1- طلاق به درخواست مرد باشد
2- زن مطیع همسر خود باشد و اخلاق و رفتار نامتناسب با وی نداشته باشد و همچنین از او تمکین کند.
ب: ضمن (عقدنکاح/خارج لازم) زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر داد که در موارد مشروحه زیر با رجوع به دادگاه و اخذ مجوز از دادگاه پس از انتخاب نوع طلاق خود را مطلقه کند و نیز به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر داد تا در صورت بذل از طرف او قبول کند.
توضیح: این بند بیانگر این مطلب است که زن در صورت تحقق شرایط زیر از ناحیه مرد وکیل است خودش شخصاً یا با انتخاب فرد دیگری به عنوان وکیل، به دادگاه مراجعه کند و پس از اثبات مدعا درخواست طلاق کند.
سردفتر ازدواج وظیفه دارد که شرایط مندرج در قباله را مورد به مورد به دو طرف تفهیم کند چرا که شرطی معتبر است که مورد توافق زن و مرد قرار گیرد و به امضای هر دوی آنها رسیده باشد.مواردی که زن می‌تواند از دادگاه تقاضای صدور طلاق کند به شرح زیر است:
1- استنکاف شوهر از دادن نفقه زن به مدت شش ماه به هر عنوان و عدم الزام او به تأدیه نفقه و همچنین در موردی که اجبار شوهر هم ممکن نباشد. توضیح: عدم پرداخت خرجی زن و انجام سایر حقوق واجب زن به مدت شش ماه.
2- سوء رفتار یا سوء معاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیر قابل تحمل کند. توضیح: بدرفتاری غیرقابل تحمل مرد با زن و فرزندان.
3- ابتلای زوج به امراض صعب العلاج به نحوی که دوام زناشویی برای زوجه مخاطره آمیز باشد.توضیح: بیماری خطرناک غیرقابل درمان مرد در حدی که سلامت زن را به خطر اندازد.
4- جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعاً ممکن نباشد.
توضیح: دیوانه بودن مرد در زمانی که امکان فسخ نباشد.
5- عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد.
توضیح: اشتغال مرد به کاری که به حیثیت و آبروی زن و مصالح خانوادگی او لطمه می‌زند.
6- محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات پنج سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت منجر به پنج سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی که مجموعاً منتهی به پنج سال بازداشت یا بیشتر شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد.
توضیح: محکومیت به حبس در حال اجرا از پنج سال به بالا (در زندان بسر بردن مرد به عنوان محکومیت در حال اجرا از پنج سال به بالا)
7- ابتلای زوج به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خللی وارد آورد و ادامه زندگی برای زوجه دشوار باشد.توضیح: اعتیادی که به اساس خانوادگی ضرر بزند مانند اعتیادی که منجر به بیکاری مرد، فروش اثاثیه منزل و وارد کردن ضرر به سلامت جسمی و روحی زن و فرزند شود.
8- زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند. تشخیص ترک زندگی خانوادگی (تشخیص عذر موجه با دادگاه است) یا اینکه زوج شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت کند.توضیح: ترک بدون علت خانواده یا غیبت یکسره شش ماهه بدون دلیل موجه.
9- محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب به جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حد و تعزیر در اثر ارتکاب به جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون زن باشد.
تشخیص اینکه مجازات مغایر با حیثیت و شئون خانوادگی است با توجه به وضع و موقعیت زن و عرف و موازین دیگر با دادگاه است.
از جمله مواردی که زن می‌تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند، محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب به جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حد و تعزیر در اثر ارتکاب به جرمی که مغایر با حیثیت و شئون خانوادگی با توجه به وضع و موقعیت زن و عرف و موازین دیگر با دادگاه است.
توضیح: اجرای هر نوع مجازاتی که آبرو و موقعیت زن را به خطر اندازد.
10- در صورتی که پس از گذشت پنج سال زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن و یا عوارض جسمی دیگر، صاحب فرزند نشود.
توضیح: بچه دار نشدن مرد پس از پنج سال.
11- در صورتی که زوج مفقودالاثر شود و ظرف شش ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود.توضیح: غیبت طولانی شوهر.
12- زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند یا به تشخیص دادگاه نسبت به همسران خود اجرای عدالت نکند.
توضیح: ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر
توضیح: زن علاوه بر موارد فوق در صورت موافقت شوهر، می‌تواند مواردی مانند موارد زیر را در قباله بگنجاند:
سایر شرایط: 1- حق سکنی: که اختیار تعیین محل سکونت را به زن واگذار می‌کند. 2- حق تحصیل 3-حق اشتغال و...
یادآوری:در صورتی که صداق (مهریه) زن ملک غیر منقول باشد باید ملک مزبور مطابق مقررات در دفاتر اسناد رسمی به ثبت برسد.
بعد از ثبت در دفتر اسناد رسمی شماره دفتر و تاریخ ثبت به وسیله سر دفتر و نماینده دفتر اسناد رسمی باید در این صفحه قید و امضا شود.
کاربرد شرایط دوازده‌گانه مندرج در قباله ازدواج
سؤال: آیا صرف عمل نکردن مرد به هر یک از این شرایط می‌تواند دلیلی برای زن محسوب شود تا بر مبنای آن درخواست طلاق کند؟ آیا زن به راحتی می‌تواند طلاق بگیرد؟ یا اینکه کلیه مراحل قانونی طلاق را باید مانند سایر موارد عادی طی کند؟
پاسخ: با تحقق یکی از شرایط دوازده‌گانه و اثبات آن در دادگاه زن می‌تواند با استفاده از وکالت ضمن عقد با مراجعه به دادگاه خانواده و طی تشریفات قانونی از جمله داوری و قطعیت آن نسبت به اجرای طلاق اقدام کند.در پایان هر بند از قباله، زن و مرد خواهان ازدواج، مندرجات موجود در آن بند را امضا می‌کنند.

تذکر: سردفتر ازدواج وظیفه دارد که شرایط مندرج در قباله را مورد به مورد به دو طرف تفهیم کند چرا که شرطی معتبر است که مورد توافق زن و مرد قرار گیرد و به امضای هر دوی آنها رسیده باشد.
---------------------------------------------------------------
نظر شخصی بنده :
در مورد شرط کلی که قانون دهان خودش را با این حق باز و بسته می کند و سرش را بالا می گیرد که ما این حق به این بزرگی را به زن داده ایم تا حقوقش ضایع نشود باید عرض کنم :
فقط به یک شرط زن می تواند ادعای نصف اموالی از مرد را که بعد از ازدواج کسب کرده بکند و آن اینکه:
علی رغم اینکه زن مطیع فرمان همسر خود باشد و از او تمکین کند و با وی رفتار مناسب داشته باشد ، خوشی زیر دل مرد بزند و حوس کند همسر خود را طلاق بدهد... در اینصورت مرد باید تاوان پس بدهد و زن می تواند -در صورتیکه بتواند ادعای خود را در دادگاه به اثبات برساند که همسر خوبی برای شوهر خود بوده و علی رغم این شوهرش می خواهد اورا طلاق دهد- ادعای نصف اموال مرد را –که پس از زندگی مشترک بدست آمده- داشته باشد
حالا من نمی دانم زن بدبختی که دل شوهرش را زده و مرد می خواهد طلاقش دهد چطور در دادگاه باید خوش خدمتی خود را به اثبات برساند!!

در مورد شرط اول :
زمانی که مرد شش ماه به همسرش خرجی ندهد ، زن می تواند ادعای طلاق کند
حال سوال من این است که زن با چه کنتوری خدمت جناب قاضی برسد که چند ماه و چند ساعت و دقیقه است که خرجی نگرفته و صورت خود را با سیلی سرخ کرده ... تازه بر فرض اینکه بتواند به نحوی این ادعای خود را به اثبات برساند باید بعد از اینکه شش ماه خرجی از شوهر خود دریافت نکرده حداقل شش ماه دیگر پله های دادگاه را بالا و پایین کند تا شاید بتواند اگر سند محکمه پسندی داشت طلاق بگیرد.
پس خانم های محترم جانب عقل را بگیرید و از اول بسم اله خودتان کار کنید (البته درصورت رضایت همسرتان)و دستتان را در جیب مبارک خود کنید که اگر شوهرتان خدایی نکرده بی پول شد شما بتوانید عرض اندام کنید.

درمورد شرط دوم:
رفتار بد مرد به حدی برسد که زن بدبختش را به حد جنون برساند و ادامه زندگی برایش ناممکن باشد
آیا فکر نمی کنید این شرط جزو شروط واجبیست که واضح است باید به هریک از زوجین داده شود، نه اینکه زن با التماس از مرد این حق را بگیرد

درمورد شرط سوم:
بیماری صعب العلاج مرد باعث شود جان همسرش به خطر بیافتد
که باز هم از آن شروطیست که باید در شروط اصلی باشد نه شروط ضمن عقد که درحالت عادی زن ندارد

در مورد شرط چهارم:
که باز هم به جنون زوج اشاره می کند که اگر دقت کنیم متوجه می شویم که تکمیل کننده شرط دوم و سوم است

در مورد شرط پنجم:
اگر شغل مرد مطابق با پرستیژ خانوادگی زن نباشد ، زن می تواند طلاق بگیرد
که فکر می کنم از آن شروطی است که زن نمیتواند ادعایی برای اثبات آن داشته باشد

درمورد شرط ششم:
اگر مرد مرتکب خلافی شود که جریمه آن حداقل پنج سال حبس مرد باشد ، زن می تواند تقاضای طلاق کند
که الحق و والانصاف باید غیر ازین باشد؟!!

درمورد شرط هفتم:
اگر مرد مبتلا به بیماری خانمان سوز اعتیاد شود کافی نیست برای اینکه زن تقاضای طلاق کند ، فقط زمانی زن می تواند طلاق بگیرد که اعتیاد مرد به حدی برسد که اثاث منزل را بفروشد و اختلال جدی به زندگی زناشویی اش وارد کند و مثلا او را کتک بزند

درمورد شرط هشتم:
چنانچه مرد بدون هیچ دلیل موجهی خانه و زن و زندگی اش را ترک کند و این زمان به شش ماه برسد که بازهم می تواند مکمل شرط اول باشد

درمورد شرط نهم:
چنانچه مرد مرتکب جرمی شود که به حیثیت زن و خانواده اش لطمه بزند او می تواند تقاضای طلاق کند که در این شرایط این جرمی که به این بزرگی است مسلم است که منجر به حبس مرد می شود و نهایتا با شرط ششم برابری می کند

درمورد شرط دهم:
اگر مرد اجاقش کور باشد که باز هم از آن شروطیست که مسلم است باید به زوجین داده شود و دیگر منت گذاشتن ندارد

در مورد شرط یازدهم:
اگر مرد زن و زندگی اش را بگذارد و شش ماه از او خبری نشود زن می تواند تقاضای طلاق کند که می بینید باز با شرط اول و هشتم برابری می کند
این گونه شروط از همان هاست که دهن قانون را پر می کند که قانون اساسیشان چقدر به زن بها می دهد و در اصل هیــــــــچ!

درمورد شرط دوازدهم و آخرین شرط:
اگر تمبان مرد دو تا شود و حوس زن دیگری کند و زن اول رضایت به داشتن هوو ندهد، زن می تواند تقاضای طلاق دهد
آیا اگر مردی این ماده از قانون را امضا نکند و این حق را به همسرش ندهد بحق است که چنین کند با همسر اولش و زن نتواند دم بزند؟!!

حقوق دیگری هست که در ستون شرایط دیگر سند ازدواج در صورت توافق زن و شوهر قید می شود:
مثل حق سکنی و تحصیل و اشتغال
که باز هم بحق است که اگر مرد به همسرش اجازه ندهد او کار کند و ادامه تحصیل ندهد، زن اجازه این کارها را نداشته باشد.

از نظر بنده تمام این حق و حقوقی که واسه رد گم کنی تحت شرایط خاص به زن داده می شود یعنی کشـــــــــــــــــــــــــک


Monday, July 27, 2009
 

   

نصیحت
مراقب افکارت باش که گفتارت می شود
مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود
مراقب رفتارت باش که عادتت می شود
مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود
مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود
علی (ع)
اگر کسی قراره یک نفر رو سرلوحه زندگیش قرار بده چه خوبه که انقدر آگاه باشه که یک همچین جملات پرمغزی گفته باشه


Saturday, July 18, 2009
 

   

چقدر از خیلی چیزها دور افتادم
چقدر از آدم های غیر علی جا ماندم
چقدر دلم روزهای دور گذشته، ساعت های مدام کتاب خواندن، حامی بلعیدن را می خواهد
دلم دوستانم را می خواهد و آن قهقهه های از سر شوق و بی مسئولیتی را
انگار آن روشنک ِ قدیم فاصله گرفته از من و من از او
می خواهم یک دل سیر فکر کنم گذشته را
من خوبم
خوب ِ خوب
بهتر از همیشه و حتی تو را هم کم ندارم
کجاست آنهایی که جا گذاشتم در گذشته و عطش نداشتنشان گلویم را می سوزاند
باید برگردم و بردارمشان
باید کارهای نکرده و نا تمامم را پایان دهم
باید علایقم را سروسامان دهم


Sunday, June 07, 2009
 

   

فضای مسموم انتخابات

جای تاسف دارد این شرایط انتخابات ما
آقایون رجال سیاسی هرشب می آیند حاضر می شوند سر میز مناظره و تند و تند پته های هم را روی آب می ریزند و نوبت آن طرف میزی که می شود پوزخند تحویلش می دهند
آمده اند که بگویند دست به دست هم داده اند که تمام این سالها گندی به ملت بزنند به چه عظمت و خونشان را در شیشه کنند
تا به حال همه می دانستند آقای هاشمی و فرزندانش و بقیه آقایان و آقازادگان چقدر از جیب ملت نوش جان کرده اند ، اما کسی جرات نداشت در رسانه ملی دم از این قضایا بزند
همیشه این مردان غیور در اخلاص کامل ملت را همراهی کرده و حق آنها را ادا کرده اند تا می رسد آن زمان که نوبت انتخابات ریاست جمهوری می شود و آقای احمدی نژاد برای رسیدن به چهارسال قدرت بیشتر, همه را یک شبه لو می دهد و ادای انسانهای مظلومی را درمی آورد که چهار سال با نیت خیر اطرافیانش و ظلم هایی که در حق او و ملت کردند را تحمل کرده و یک شبه خونش به جوش آمده و بی هیچ رعب و وحشتی همه را لو می دهد
با لفظ "بگم ؟ نه ... بگم ؟!"
معلوم است وقتی یکی از کاندیدا هیچ هدفی برای اداره مملکت ندارد و قدرت بیانش در حد "چیز چیز" گفتن است باید به این یکی که در کمال بی ادبی و گستاخی حتی به لو دادن لفظی همسر طرف مقابل(نه خودش) اکتفا نمی کند بلکه پرونده و عکس همسرش را میاورد جلوی چشمش و با الفاظ آمیانه ی بگم یا نگم او را تهدید می کند روی آوریم.
در کسری از ثانیه دودمان یکدیگر را برباد می دهند که چه کسی بیشتر از چه کسی پول ملت را بالا کشیده است تا جلوی دوربین ضایعش کنند و خودشان بازی را ببرند
همه چیز در دوران حکومت این آقایان به بهترین نحو انجام می شود و در زمان حکومت رقیبشان به بدترین نحو
دزدی و رباخواری و وضعیت درام اقتصادی در زمان خودشان به صفر می رسد و در زمان آن طرف میزی به حداکثر
مردم هم در کمال ساده لوحی منتظرند تقی به توقی بخورد و بساط کل کل و شادی برایشان فراهم شود تا بتوانند بهانه ای برای از خانه بیرون زدن و مسخره بازی داشته باشند
همانطور که تا قبل از پخش مناظره ها همه ی ملت بدون اینکه حتی بدانند جناب موسوی چه قیافه ای دارد و آمال و اهدافش چیست سبز پوش شده بودند و سنگ موسوی را به سینه می زدند و بعد از پخش مناظره یک شبه تبلیغات آقای احمدی نژاد چندین برابر شد و موسوی ها جبهه باختند و شمارشان کمتر شد
حالا هم اگر جناب آقای موسوی طرفدارانی دارد یا صرفا برای این است که احمدی نژاد رئیس جمهور نباشد یا برای گل روی رنگ سبز است که موسوی اینگونه نمک گیرشان کرده و در آخر مشکل همیشگی ملت غم زده ی ایران که عقده ی شاد بودن از سر و رویشان می بارد.
در این میان اگر یک نفر غیر ایرانی این فضای مسموم را ببیند بحق است که برای وضعیت نابسامان این ملت بی صاحاب تاسف بخورد.


Saturday, May 16, 2009
 

   

شب رویا ... شب عشق

آن شب رسید و من شدم همان فرشته ای که هیچ کس به گرد پایش هم نمی رسد

همان عروس قصه ها که خوشبوترین گل دنیا را دارد


Monday, April 27, 2009
 

   

در تمام ساعت های کار فقط و فقط عاشق زمانی هستم که جناب مدیرعامل دارد پاسخ ایمیل هایش را روی یک برگه می نویسد و هیچ صدایی ازش در نمی آید و اینجا می شود سکوت مطلق و ما می توانیم به کارهایمان برسیم و مجبور نیستیم صدای گوش خراشش و اردهای وقت و بی وقتش را بشنویم و با بی میلی و پشت چشم نازک کردن اطاعت کنیم
مثل حالا
:)


 

   

اما حالا که فکر می کنم می بینم هنوز ما کوچکتر از آنیم که بتوانیم حتی با غول بازی مواجه شویم , چه برسد به اینکه ببریمش!
بردن این غول ها فقط می تواند برای بزرگترها خوشایند باشد که روز به روز قویتر بشوند و آدم های بازیشان زیادتر شوند...
ما هم باید سگ دو بزنیم و این مرحله ,آن مرحله کنیم تا شاید روزی بتوانیم مثل بزرگترها قدرت مقابله با اینجور غول های بی شاخ و دم را پیدا کنیم و همرنگ آنها شویم و آدم های جمع کرده را فقط به خودمان روا داریم
چه بازی های مزخرفی هستند این بازی ها!!


Thursday, April 23, 2009
 

   

غول بازی
واقعا عجب مراحلی را ازین بازی باید بگذرانی!
حالا تصور کن هر مرحله یک غول دارد به چه سختی که باید بخاطرش کلی بار بسوزی و با غول بازی سروکله بزنی تا بتوانی بعد از کلی زمان ببری اش!
از من می شنوید برای هر مرحله با انرژی کافی وارد شوید و حساب همه چیزش را بکنید
که ممکن است هزار بار ببازید و از دره بیافتید و گاهی اوقات در آب بیافتید و غرق شوید و ازین موش های شاخدار بخوره بهتان و آتش بگیرید , ببازید و از آدم هایتان کم بشود یا حتی ممکن است گیم آور شوید
پس شش دنگ حواستان را جمع کنید و ناامید نشوید
بازی ما که از آن بازی های پر پیچ و خم است , اما غول مرحله های قبل را کشتیم و حالا هم در شرف کشتن یکی از سرسخت ترین غول ها هستیم به اسم غول خانه :دی
دعا کنید غولش دلسوز باشد و زودتر تسلیممان شود
اما کاش که بازی شما راحت تر باشد